بیچاره ای با ماست پایان
شاعر : اعظم پاکتچی
با وعدههای شوم شيطان
خر شد سگِ زردش چه آسان
هرچند دور از جان خرها!
او کمتر است از چارپایان
بر گُردهاش شیطان سوار است
این کودنِ بی زین و پالان
لَه لَه زنان دنبال نفت است
این کله زردِ خنگ و نادان
شاگرد ابليس است اما
از پشت، بسته دست شیطان
کور است چشمانش ببیند
عمرش رسیده رو به پایان
بلعیدن ما؟ این غلطها!
بازی نکن با دُمبِ شیران
معذورم از الفاظ ناجور
فعلا شکر خوردی فراوان
گوش کَرت را وا کن ابله
ماییم، ما، پیروز میدان
قطع است با تیغ تهمتن
پایی که آید سوی ایران
تو جنگ را آغاز کردی
بیچارهای با ماست پایان
پایان
بخش «شعر طنز» قلمه را دنبال کنید
